حنين الترجمان، سرگذشت برترين مترجم نهضت ترجمه میباشد که از مقاله <نهضت ترجمه از خطّ آغاز تا نقطه اوج> اقتباس شده است. علاقمندان میتوانند متن کامل اين مقاله را در <اطلاعات علمی> شماره بهمن ماه ۸۹ مطالعه کنند و با تلاشهای خستگی ناپذير مسلمانان در ترجمه کتابهای بيگانه آشنا شوند.

 

حُنَين التَّرجمان

    وی سرآمد مترجمان نهضت ترجمه می بود. ابوزيد حنين بن اسحاق العبادی از مردمان عِباد ساکنان اصيل حيرَه[۱] می باشد. عِِبادیان بر آئين نصارا می زيسته؛  به سرُيانی سخن می گفتند و بسياريشان به پيشه صرّافی اشتغال داشتند؛ امّا پدر حنين به داروفروشی می پرداخت.

   حنين چندی نزد يوحنّا ابن ماسَوَيه از پزشکان سُريانی گنديشاپور به تحصيل پزشکی پرداخت ولی از آنجا که در درس يوحنّا بسيار سوال می پرسيد وی به خشم آمده و او را از خود راند. يوحنّا در آموزش طب دستی تمام داشت  با اينهمه در درس وی برای حنين پرسشهايي پيش می آمد. يوحنّا ابن ماسويه درباره خود می گويد:

"اگر بقراط و جالينوس  زنده می بودند و سخن من و بيان من طبّ را می شنيدند، از خدای سوال می کردند که بَدَل ساير حواس، از چشم و شمّ و ذوق و لمس، حسّ سمع، ايشان را کرامت فرمايد تا اضافه سمعی که دارند کنند و سخن و بيان من شنوند." (تاريخ الحکما،۵۱۶)

    يوحنّا از سوالات بسيار حنين به خشم آمده و با تمسخر بدو گفت: بهتر است صرّافی پيش گيرد تا از اين راه ثروتی کلان فراهم کند؛ يوحنّا می پنداشت حنين  به  سودای ثروت  عزم  آموختن  طب دارد. وی  همانند عمده پزشکان گندي شاپور دلبستگی اطبّا به ثروت را نکوهيده می دانست. با خشم و تمسخر يوحنّا، حنين مدرس وی را ترک گفت و به عزم آموختن زبان يونانی رو بسوی اسکندريه و بلاد روم آورد. عاقبت حنين زبان يونانی را به نيکی آموخت، يوحنّا نيز استعداد او را دريافت و وی را به دوستی گرفت.

   بيشتر ترجمه های حنين از يونانی به سريانی و مربوط به کتابهای جالينوس می باشد. وی نخست کتابها را به خواهش کسانی چون آل بختيشوع، يوحنّا ابن ماسويه و سلموية بن بنان به سريانی برمی گرداند و سپس خود و يا شاگردانش آنها را برای بنوموسی، علی بن يحيی و يا ديگران به عربی ترجمه مي کردند. (دايرة المعارف بزرگ اسلامی،۳۳۴)

   شماری از ترجمه های حنين بدينقرارست: ترجمه عربی کتابهای الماء و الهواء و طبيعة الانسان از بقراط به تفسير جالينوس، ترجمه عربی النّفس، و سريانی ارمينياس (در منطق)و الکون و الفساد از تأليفات ارسطو. همچنين حنين به نگارش کتابهايي عمدتاً در پزشکی پرداخته است. يکی از ويژگيهای کتب طبّی حنين پرداختن به بهداشت و درمان چشم می باشد. علاج العين، علل العين، علاج امراض العين بالحديد، کتاب العين (بصورت سوال و جواب)؛المسائل فی الطّب المتعلّمين، کتاب المولودين لستةاشهر، و المولودين ثمانية اشهر چندی از تأليفات وی می باشد.(رک: الفهرست، ۵۲۵، و تاريخ الحکما ۲۳۸و۲۳۹)

   پيرامون اعتبار  و اهميّت ترجمه های حنين می بايد دانست وی <يکی از واضعان اصطلاحات فلسفی و علمی زبان عربی است>. (زندگينامه علمی دانشمندان اسلامی، ۱/۳۹۸) حنين همچنين به تصحيح بعضی ترجمه های ديگران پرداخته است و بعضی از آثاری که به او منسوب است در واقع همان تصحيح ترجمه های ديگران می باشد. رساله حنين به علی بن يحيی گويای اهميت ترجمه های اين مترجم و دانشمند سُريانی می باشد.

   حنين بن اسحاق به علی بن يحيی بن ابی منصور رساله ای نوشته است بنام رسالة الی علی بن يحيی فی ذکر ما ترجم من کتب جالينوس بعلمه و بعض مالم یترجم، و در آن پيرامون ترجمه صد و بيست و نه کتاب جالينوس به عربی و سريانی سخن رانده است. حنين در اين رساله کيفيت فراهم آمدن نسخه و ترجمه و مقابله کتاب را باز می گويد و ضمن ارزيابی علمی ترجمه ها، به نام کسانی می پردازد که ترجمه به خواهش ايشان صورت گرفته است. استاد دکتر مهدی محقّق اين رساله را با ترجمه و حواشی به چاپ رسانده است.

   حنين بن اسحاق چندی از مترجمان را گرد خود آورده و <حلقه حنين> يا <مکتب حنين> را تشکيل داده بود. اينان که سمت شاگردی حنين را داشتند عبارتند از: اسحاق فرزند وی، حُبَيش خواهرزاده وی، اِصطِفن بن بَسيل، عيسی بن يحيي و علی بن  يحيی.  



۱. شهريست در نزديکی کوفه.