صبورتر از امامان دین

    حضرت امام صادق(عليه السلام)

اِنّا صُبَرُّ وَ شيعَتُنا أصبَرُ مِنّا... لِأنّا نَصبِرُ عَلی ما نَعلَم و شيعَتُنا يَصبِرون عَلی ما لا يَعلَمون.

ما بردباریم و شیعیانمان از ما صبورتر... چون ما بر آنچه میدانیم صبر میکنیم؛ و شیعیانمان بر آنچه نمیدانند صبر میکنند.

فرموده ربّ العالمين، با صابرانم همنشين

ای همنشين صابران! اَفرِغ عَلينا صَبرَنا

                        (ديوان شمس)

قدر ایاز و بذل محمود

   محمود در سرای ایاز شد؛ آن مال و نعمت و زر و سيم و جواهر و ديباهای رنگارنگ ديد. از آن خلعتها که محمود او را داده و بخشيده، و به گوشه ايي نگاه کرد، قبايکی دید کهنه و پاره پاره بر هم بسته؛ از ميخی درآويخته.

محمود گفت: این یکی چیست؟

ایاز جواب داد که: این منم بدین بیچارگی و بدین خواری؛ و آن همه جمال و آرايش و آن عزّ و ناز همه تویی. درین نگرم عجز خود بینم، قدر خود بدانم؛ در آن نگرم تو را بينم و از تو دانم؛ بنازم و سربيفرازم.

(تفسير کشف الاسرار و عدة الابرار، ج۳)

يوسف آنست که خود را نکند گم هرچند

ساحت روی زمين، پر ز خريدار شود!

                     (صائب تبريزی)

خارکش عزّتمند

حکايت آن پير خارکش که از خواريش به عزّت رسيد، سبحة الابرار جامی

خارکش پيری با دلق درشت

بسته خار همی برد به پشت

لنگ لنگان قدمی بر می داشت

هر قدم دانه شکری می کاشت

کای فروزنده اين چرخ بلند

وی نوازنده دلهای نژند

کنم از جيب، نظر تا دامن

چه عزيزی که نکردی با من؟!

در دولت به رخم بگشادی

تاج عزّت به سرم بنهادی

حدّ من نيست ثنايت گفتن

گوهر شکر عطايت سُفتن

نوجوانی به جوانی مغرور

رَخش پندار همی راند ز دور

آمد آن شکر گذاريش به گوش

گفت: کای پير خِرِف گشته خموش!

خار بر پشت زنی زينسان گام

دولتت چيست؟ عزيزيت کدام؟

عمر در خارکشی باخته ای

عزّت از خواری نشناخته ای؟

پير گفتا: که چه عزّت زين به

که نِيَم بر در تو بالين نه

کای فلان چاشت بده يا شامم

نان و آبی خورم و آشامم

شکر گويم که مرا خوار نساخت

به خسی چون تو گرفتار نساخت

به ره حرص شتابنده نکرد

بر در شاه و گدا بنده نکرد

داد با اينهمه افتادگيم

عزّ آزادی و آزادگيم

 

تحول يکباره انوشيروان پادشاه ساسانی

   در تاريخ ايران زمين، انوشيروان به زنجير عدل خود شهره است. در مقابل کسانیکه انوشيروان ساسانی را يک پادشاه دادگستر معرفی می کنند؛ کسانی نيز او را حتی يک پادشاه ستم پيشه میدانند.

   در مخزن الاسرار نظامی به حکايتی برمی خوريم که چه بسا با زبان آوری بزرگمهر، وزير خردمند انوشيروان، اين پادشاه ساسانی متحول و ديگرگون شده است. حکايت مخزن الاسرار از اين قرار است که:

   وقتی انوشيروان و بزرگمهر در نخجيرگاه از سپاهيان خود به دور افتاد. بزرگمهر و پادشاه رفته رفته به دهکده ايي رسيدند و دو جغدی را ديدند که بر بالای ديوار خرابه ايي آواز سر داده اند. پادشاه از بزرگمهر پرسيد آيا ميداند آندو جغد چه ميخوانند؟ و بزرگمهر پاسخ داد:

گفت وزير ای ملک روزگار

گويم اگر شه بود آمرزگار

اين دو نوا نز پی رامشگری ست

خطبه اي از بهر زناشوهری ست

   بزرگمهر: ايندو جغد محض زناشويي آواز سر داده اند. يکی جغد پدر است که میخواهد دختر خود را به آن ديگری بدهد و شيربهای دخترش را میخواهد و ميگويد: بايد اين مخروبه و چند خرابه ديگر را به ما بدهی تا دخترم را بتو بسپارم.

   جغد خواستگار که از انجام اين شرط واهمه ايي نداشت رو به جغد پدر کرد و گفت:  

آن دگرش گفت کزين درگذر

جور ملک بين و بر او غم مخور

گر ملک اين است نه بس روزگار

زين ده ويران دهمت صدهزار

   انوشيروان با شنيدن اين سخنان سنجيده بزرگمهر به يکباره از کرده های خود شرمنده شد و:

زين ستم انگشت به دندان گزيد

گفت ستم بين که به مرغان رسيد

جور نگر کز جهت خاکيان

جغد نشاندم بَدَل ماکيان

مال کسان چند ستانم به زور؟

فارغم از مردن فردا و گور

چند غبار ستم انگيختن؟

خون دل بی گنهان ريختن؟

بعد بسی گردش چرخ آزمای

او شده آوازه عدلش به جای

و بنا به قول نظامی گنجوی اينچنين بود که انوشيروان ساسانی از يک پادشاه ستم پيشه به پادشاهی دادگستر مبدل شد.

 

جايگاه ابليس نزد صوفيه

   عطّار در تذکرة الاولياء، از سهل بن عبدالله تُستری (۲۰۰ـ۲۸۳ ق) که از قدمای زهّاد و صوفيه به شمار می رود؛ نقل می کند که گفت:(به ابليس گفتم) بيا در توحيد سخن بگوی. گفت: ابليس در ميان آمد و فصلی بگفت در توحيد که اگر عارفان وقت حاضر بودندی، همه انگشت به دندان گرفتندی.

   عطّار همچنين از جُنَيد بغدادی (متوفّای ۲۹۷ ق)نقل می کند که گفت: به ابليس گفتم: "يا ملعون! چه چيز ترا ازسجده آدم بازداشت؟" گفت: "يا جنيد!ترا چه صورت می بندد که من غير او او را سجده کنم؟" جنيد گفت: من متحيّر شدم در سخن او. به سرّم ندا آمد که "بگوی دروغ می گويي که اگر تو بنده بودی، امر او را منقاد بودی و از امر او بيرون نيامدتی و به نهی تقرّب نکردی." ابليس چون اين بشنيد بانگی کرد و گفت: ای جنيد! بالله که مرا سوختی و ناپديد شد.

   و عين القضات بزرگ ترين مدافع ابليس در تاريخ اسلام است. قابل توجه اين است که عين القضات به سالکان طريق يادآوری میکند که مبادا ـ مانند بعضی رهروان ـ در غلط افتند و بر ابليس صلوات دهند زيرا تحفه او از دوست، لعنت آمده است؛ او لعنت را دوست دارد. و اين لعنت برای او تاج سر است و طراز آستين.

(تصوّف اسلامی، يادداشتهای مترجم: محمدرضا شفيعی کدکنی، صص ۱۴۶و۱۵۶و۱۶۲) 

زیبا و پرمعنا از سعدی

۱. کس ندیدست آدمیزاد از تو شیرینتر سخن

شکر از پستان مادر خورده ایی یا شیر را؟!

۲. نظر پاک مرا دشمن اگر طعنه زند

دامن دوست بحمدالله از آن پاکتر است

۳. من دگر شعر نخواهم که نویسم که مگس

زحمتم میدهد از بس که سخن شیرین است

۴. خدنگ غمزه خوبان خطا نمی اُفتد

اگرچه طايفه ايي زهد را سپر گيرند

۵. خون صاحبنظران ریختی ای کعبه حُسن

قتل اينان که روا داشت که صيد حرمند

۶. چگونه اُنس نگيرند با تو آدميان؟

که از لطافت خوی تو وحش نگريزند

۷. هر که معلومش نمیگردد که زاهد را که کُشت

گو سر انگشتان شاهد بين و رنگ ناخنش

۸. تا چه خواهد کرد با من دور گیتی زین دو کار

دست او در گردنم یا خون من در گردنش

۹. در کوی تو معروفم و از روی تو محروم

گرگ دهن آلوده یوسف ندریده

۱۰. وصفت آن نیست که در وهم سخندان گنجد

ور کسی گفت مگر هم تو زبانش باشی

پيش و پس از دانستن

   "ابوعبدالله امام صادق (علیه السلام) بروايت از پدرانش (عليهم السلام) فرمود: مردی نزد پیغمبر خدا _ درود خدا بر او و خاندانش باد_ آمد و گفت: ای پیغمبر خدا علم چیست؟ فرمود: خاموش بودن. گفت پس از آن چه ای پیغمبر خدا؟ فرمود: گوش دادن. گفت: پس از آن چه؟ فرمود: حفظ کردن. گفت: پس از آن چه؟ فرمود عمل کردن به آن. گفت پس از آن چه؟ فرمود: نشر دادن آن."

   می توان آنچه را پيامبر در تعريف علم بیان فرموده اند به دو پاره، بخش کرد که بخش نخست آن به آموختن دانش منتهی میشود و عبارت است از: خاموش بودن، گوش فرا دادن و حفظ کردن. و بخش دوم آن به وظایفی می پردازد که پس از آموختن به بار می آید که همانا عمل کردن به علم و نشردادن آن میباشد.

گفتن و پذيرفتن

صاحب بن عبّاد (وزير دانش دوست آل بويه)

 عَلَیَّ اَن اَقول و ما عَلََیَ القبول

بر من است که بگويم، اينکه پذيرفته شود با من نيست.

 

عکاسخانه

مژده:

 عکّاسخانهWall Journal راه اندازی شد. برای ديدن عکسهايي بی نظير از طبيعت، و مشاهير ايران و جهان، روی پيوند "عکّاسخانه" کليک کنيد، سپس وارد"نت ايران: سرزمين مجازی ايرانيان" خواهيد شد و عکسهاي بی نظير Wall Journal را که تنها در موزه ها يافت ميشود! خواهيد ديد.