میرزا ابوالحسن خان فروغی برادر کوچکتر محمدعلی فروغی، مجله ای را منتشر میکرد بنام فروغ تربیت. در یکی از شماره های این مجله، شعری از ملک الشعرای بهار در وصف فصل بهار بچاپ رسید که هنرمندانه <فروغ تربیت> را در صنعت ایهام بکار گرفته بود. هم اکنون این سروده زیبا به خوانندگان محترم Wall Journal اهدا میشود:
به باغ در، به مه دی خمیده خاربُنی
به چشمم آمد گفتم در این چه خاصیت است؟
نه تیر قامت او را ز غنچه پیکان است
نه صدر حشمت او را ز برگ حاشیت است
بسان تیغی کان را نه قبضه و نه نیام
بسان شعری کان را نه وزن و قافیت است
هوای او به دل اندر، غم آورد گوئی
ز طبع خسته يکی پرملال مرثیت است
به نوبهاران زان پس بدیدمش خوش و خوب
چه توبه ای خوش کاندر قفای معصیت است
شکفته سرخ گلی بر فراز آن گفتی
فراز قصر سعادت درفش عافیت است
شگفتم آمد زان حال و فکرتم جنبید
بلی، شگفتی آغاز فکر و تذکیت است
نگاه کردم هر سو و راز آن جستم
که آن چه خاصیتی بود و این چه کیفیت است؟
بساط خاک نبگشود راز من آری
بسیط خاک چراگاه راز و تعمیت[۱]است
بر آسمان نگرستم وز آفتاب بلند
سوال کردم گفت این فروغ تربیت است
۱.تعمیه: تعمیت: پوشیده داشتن معنا