آدمک برفی نوشته کریستين اندرسن
ذوق جنس از جنس خود باشد يقين
ذوق جزو از کلّ خود باشد ببين
يکی از داستانهای بسيار پرمعنای هانس کريستين اندرسن نويسنده دانمارکی، آدمک برفی میباشد که در اين يادداشت به معرفی آن خواهيم پرداخت.آدمک برفی اساساً گفتگويي است که ميان يک آدم برفی و سگ صاحبخانه درمی گيرد که به پايانی غافلگيرکننده و پرمعنا می انجامد.
موضوع گفتگوی ايندو يک بخاری است که در زيرزمين خانه قرار دارد و آدم برفی يک کشش نامفهوم نسبت به او در خود مييابد. <از ديدن بخاری احساس عجيبی در دل آدک برفی به وجود آمد. او در دل نسبت به بخاری هم احساس علاقه میکرد و هم احساس نفرت. هم دلش میخواست نزديکش بشود و هم میخواست از آن بگريزد و دورتر شود.>
اينکه چرا آدمک برفی آنچنان به بخاری علاقمند بود ـ چيزی که میتوانست در کمترين زمان گوشت تن آدم برفی را آب کند! ـ ذهن سگ خانه را هم به خود مشغول داشته بود. پس از گرم شدن هوا سگ، راز اين علاقه را دريافت:
<پس فردا هوا گرمتر شد و آدمک برفی به کلی آب شد و جز يک دسته جارو و يک سيخ کهنه که بچه ها برای درست کردن او آنها را به هم بسته بودند، چيزی از او برجا نماند. سگ چون او را به اين حال ديد، گفت:
ـ:آه؛ حالا فهميدم او چرا آن همه به بخاری علاقمند شده بود. اين سيخ که به جارو چسبيده است سيخ آتشزنی است و میخواسته است به ميان آتش برگردد!!>
علاقمندان میتوانند اين داستان را بهمراه چند داستان کوتاه ديگر از اندرسن در کتاب افسانه های دلپذير ترجمه اردشير نيکپور و منتشرشده از سوی انتشارات علمی و فرهنگی مطالعه کرده و لذّت ببرند.
مجموعه ایی از مقالات منتشرشده مولّف جوان، جواد برخوردار بهمراه گزیده ایی از افکار و روزنوشتهای وی